سر خط خبرها

ملاحظاتی درباره ناآرامی‌های دانشگاه/ مرجعیت احزاب و نقدها و تشکل‌های سیاسی رقیب و حتی مخالف جریان‌های اصلی سیاست در کشور باید به داخل منتقل شود/ باید سیما و صدا و دهها شبکه ماهواره‌ای قانونی و آزاد در کشور فعال شود

بورسیه‌ها و سهمیه‌ها و توصیه‌ها و دخالت شوراهای مختلف و وجود دفاتر غیردانشگاهی و نهادهای غیرمرتبط با دانشگاه و برگزاری مراسم و حضور دائم و استقرار افراد نامرتبط با دانشگاه در این محیط، روح علمی را در آن خدشه‌دار می‌کند ...

ملاحظاتی درباره ناآرامی‌های دانشگاه/ مرجعیت احزاب و نقدها و تشکل‌های سیاسی رقیب و حتی مخالف جریان‌های اصلی سیاست در کشور باید به داخل منتقل شود/ باید سیما و صدا و دهها شبکه ماهواره‌ای قانونی و آزاد در کشور فعال شود

 

سید مسعود رضوی/ روزنامه اطلاعات

چهارشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۴

آنچه در روزهای گذشته در دانشگاه‌های بزرگ تهران و شهرهایی چون مشهد و اصفهان و برخی دیگر از شهرها رخ داده و بازتاب رسانه‌ای گسترده داشته است، اعتراضات و مسائلی است که پیامد وقایع دی‌ماه و تابعی از شرایط کنونی کشور ماست. تحریکات خارجی از یک‌سو و مشکلات اقتصادی  از سوی دیگر بر انباشتی از مطالبات و مشکلات قدیمی افزوده   است و یکباره در زیر سایه جنگی محتمل که خاورمیانه و وطن گرامی را تهدید می‌کند، به نمایش در می‌آید.

 

دانشگاه، می‌باید مرکز بحث و گفتگو و تشکل‌های سیاسی و فرهنگی  باشد. تنوع و تکثر، از ویژگی‌های اصلی دانشگاه است. علاوه بر این، دانشگاه می‌باید براساس یک سازوکار درونی و بدون هرگونه مداخله و فشار خارج از نظام آموزش عالی و فرهنگِ آکادمیک تداوم یابد و اگر چنین تشخص و شخصیتی نداشته باشد، عملا آلت دست گروه‌ها و نهادهای سیاسی و امنیتی و جریان‌های قدرت در مقاطع مختلف خواهد شد. اعمال نفوذ هر یک از این جریان‌ها، می‌تواند چنان تغییرات و اثراتی بر ماهیت دانشگاه و هویت استادان و دانشجویان بگذارد که خروجی آن بر ضد منافع ملی و تخصص‌های مورد نیاز مملکت باشد.

 

بورسیه‌ها و سهمیه‌ها و توصیه‌ها و دخالت شوراهای مختلف و وجود دفاتر غیردانشگاهی و نهادهای غیرمرتبط با دانشگاه و برگزاری مراسم و حضور دائم و استقرار افراد نامرتبط با دانشگاه در این محیط، روح علمی را در آن خدشه‌دار می‌کند و به تدریج خشم و ناامیدی را در دانشجویان و استادان دامن می‌زند.

 

کمیت‌گرایی و نبودن چشم‌اندازهای امیدبخش برای جوانانی که احساس می‌کنند شغل مناسبی نخواهند یافت و در حین تحصیل هم با قوانین دست و پاگیر و مشکلات معیشتی یا خانوادگی و روحی روبه‌رو هستند، مزایای تحصیل آموزش عالی را از آنها سلب می‌کند و راه نامناسب عصیانگری و اعتراض و نهایتاً اغتشاش و خشم بی‌مهار را پیش روی آنها قرار می‌دهد.

 

به گمان من، در دانشگاه هم یک ناترازی بزرگ داریم. مثل آب و برق و سوخت و فرونشست زمین و ... و این تهدیدی است که در این شرایط بحرانی تشدید شده و به مشکلات پسا دی‌ماه افزوده است. مخاطره بزرگ آنجاست که در غیاب تشکل‌های اصیل و سخنگویان مصلح و منتقد و منطقی، پوپولیسم خیابانی همچون ویروسی خطرناک به دانشگاه راه یافته، که نه مذهب، نه علم، نه حرمت پرچم و ملیت و نه مصالح کشور را درک  نمی‌کند. بی‌احترامی فراگیر شده و آنچه تحت‌عنوان  ناسزا    و  فحاشی‌ ، مدتی در خیابان شنیده می‌شد، در گوشه و کنار دانشگاه  هم شنیده می‌شود و از آن بدتر، ندای شوم سلطنت‌طلبی و شعارهایی که دون شان و منزلت دانشگاهیان مملکت بزرگ و گرامی ماست.

 

فرهنگ ایران، هیچگاه دستخوش چنین اهانتهایی نبوده، مگر از سوی یک اقلیت اراذل و اوباش که خود را مدتی متولی سیاست‌هایی کردند و به ملیت و فرهنگ تاختند و برخی از اهل فرهنگ را به قتل رساندند و سلاخی کردند. 

 

بی‌تردید، در این شرایط حاد، باید چاره‌ای اندیشید به گمان اینجانب، دانشجویان با هر شعار و رفتاری نباید از دانشگاه رانده و خارج شوند.

 

به هر حال، کشور که از این گذرگاه تاریخی با توکل به خداوند و عقل و درایت و باریک‌بینی سیاستگران عبور کند، اصلاحات بزرگ لازم خواهد آمد. مرجعیت احزاب و نقدها و تشکل‌های سیاسی رقیب و حتی مخالف جریان‌های اصلی سیاست در کشور باید به داخل منتقل شود تا صدای شوم خارجی و مدعیات سلطنت‌طلبان و تجزیه‌طلبان و آرزومندان حمله به ایران به گور تاریخ سپرده شود.

 

باید سیما و صدا و دهها شبکه ماهواره‌ای قانونی و آزاد در کشور فعال شود و صدای ننگین شبکه‌های مزدور اسرائیلی و امریکایی و دیگر بیگانگان را با لحن و منطق و هنر و دانشوران راستین ایرانی در هم کوبد. چرا صدها و هزارها هنرمند و اقتصاددان و جامعه‌شناس و ادیب و روانشناس و فلسفه‌دان و حتی گزارشگر محبوب ورزشی مردم نباید صدایی در رسانه حکومتی داشته باشند. این انحصار برای چیست؟

 

مردم چرا باید هزینه و حقوق رسانه‌ای را بپردازند که صدای آنها و تصویر آنها نیست! دانشگاه، خود باید صداوسیمایی داشته باشد که استادان و بزرگان و هنرمندان برجسته در آن بدرخشند، نه آنکه خانه‌نشین باشند یا بکوچند.

 

اعتراضات دانشگاه تابعی از خیابان و دیگر نقاط جامعه است و چند روز دیگر فروکش خواهد کرد. باید مراقب بود که خونی ریخته نشود و مسئولان با سعه صدر، از اخراج و تعلیق دانشجویان بپرهیزند. جوانانی خشم خود را ابراز کرده‌اند و تخلیه شدند. اگر از خانه بیرونشان کنید، آنگاه به جای شعار، سنگ و آتش و تباهی برای خود، خانواده و جامعه به بار خواهند  آورد. اصلاحات و نرمش و مدارا با مردم را از همین جا آغاز کنید.  آن هم زیر سایه تهدیدی که دشمنان ایران، می‌خواهند در خیالات بیهوده خویش به ماندگارترین و عزیزترین میهن جهان تحمیل کنند.

 

 

نظرات ارسال نظر