سر خط خبرها

ابرقدرت در تله تاریخ/ ایران از یک بازیگر منطقه‌ای به موضعی تعیین‌کننده در معادلات نوین جهانی بدل شده است آمریکا برای حفظ نقش مؤثر خود ، ناچار به بازتعریف رابطه‌اش با ایران خواهد بود

ایران محکی برای سنجش توانایی واشنگتن در سازگاری با قواعد یک جهان چندکانونی است. در چنین وضعیتی، هر اشتباه محاسباتی می‌تواند پیامدهایی فراتر از منطقه داشته باشد. با این حال، در دل این پیچیدگی به ظاهر بیراه، راهی برای مدیریت بحران وجود دارد و آن گفت‌وگو است

ابرقدرت در تله تاریخ/ ایران از یک بازیگر منطقه‌ای به موضعی تعیین‌کننده در معادلات نوین جهانی بدل شده است آمریکا برای حفظ نقش مؤثر خود ، ناچار به بازتعریف رابطه‌اش با ایران خواهد بود

حامد نقی‌لو/ روزنامه شرق

جهان در صحنه‌ای پیش‌روی ماست که در آن، گذار سامان جهانی از دوران تک‌قطبی به مرحله‌ای چندکانونی، با آزمونی سخت برای آمریکا در خلیج فارس گره خورده است.

 

آنچه در پیرامون ایران رخ می‌دهد، نه یک فشار گذراست، نه یک نمایش نظامی معمول، و نه حتی یک چانه‌زنی سخت در چارچوب گفت‌وگوی رسمی است. این رخداد، نشانه‌ای آشکار از ورود جهان به گذرگاه تنگ تاریخ است. در چنین لحظه‌ای، ایران از یک بازیگر منطقه‌ای به موضعی تعیین‌کننده در معادلات نوین جهانی بدل شده است.

 

آمریکا در حال گردآوری نیرو در پیرامون ایران است، اما این گردآوری نه برای مهار یک بحران به سبک گذشته، بلکه برای پاسخ به پرسشی بزرگ‌تر است. چگونه می‌توان در جهانی که دیگر به یک فرمان گوش نمی‌دهد، چیرگی را حفظ کرد. دوران یکه‌تازی پایان یافته و هر حرکت یک‌جانبه، با پاسخی سنجیده روبه‌رو خواهد شد. این هم‌زمانی، تصادفی نیست. تصویری است از عصری نو که در آن مدیریت بحران، مستلزم حساب‌کشی هم‌زمان از چند قدرت رقیب است.

 

جهان در این گذرگاه تنگ، با احتیاط قدم برمی‌دارد. در قلب این گذار، آمریکا با نوعی دوراهی پیچیده روبه‌رو است. این کشور اکنون در برابر ایران با گزینه‌هایی روبه‌روست. اگر برای اعمال اراده خود، رویارویی مستقیم را برگزیند، باید بهای سنگین درگیری در میدانی فرسایشی را بپردازد.

 

میدانی که هر قدم در آن، سال‌ها هزینه دارد و توان و تمرکز آمریکا را از میدان‌های اصلی رقابتش در آسیا و اروپا دور می‌کند. و اگر برای پرهیز از این هزینه، از موضع سنتی خود در منطقه عقب‌نشینی کند، با خلأیی روبه‌رو می‌شود. این همان نقطه‌ای است که در آن، هر گامی که آمریکا بردارد، زمین زیر پایش می‌لرزد.

 

ریشه این تنگنا در دگرگونی ساختار قدرت جهانی نهفته است. دوران سیطره بلامنازع به پایان رسیده، اما قواعد بازی تازه هنوز نوشته نشده است. جهان در مرحله‌ای آزمایشی و شکننده به سر می‌برد. آمریکا می‌کوشد وزنه نفوذ خود را در خاورمیانه حفظ کند، حال آنکه رقبایی قدرتمند، هر حرکتش را با دقت ارزیابی می‌کنند. همین حساسیت، ایران را به کانون این آزمایش تبدیل کرده است.

 

ایران محکی برای سنجش توانایی واشنگتن در سازگاری با قواعد یک جهان چندکانونی است. در چنین وضعیتی، هر اشتباه محاسباتی می‌تواند پیامدهایی فراتر از منطقه داشته باشد. با این حال، در دل این پیچیدگی به ظاهر بیراه، راهی برای مدیریت بحران وجود دارد و آن گفت‌وگو است. اما موازنه نیروها تغییر کرده است. نیاز آمریکا به یافتن راه‌حلی که آن را هم در منطقه و هم در رقابت کلان با قدرت‌های دیگر تضعیف نکند، اهرمی بی‌سابقه در اختیار تهران قرار داده است. واشنگتن ممکن است برای پرهیز از بدترین سناریوها، میز مذاکره را جدی بگیرد و آماده شنیدن خواسته‌های طرف مقابل هم باشد. خواسته‌هایی که بازتاب‌دهنده واقعیت‌های تازه در نقشه منطقه است. این، فرصت راهبردی ایران است. بهره‌برداری از این فرصت، مستلزم آن است که تهران تنش کنونی را از سطح واکنش به سطح کنش ارتقا دهد و آن را به زمینه‌ای برای چانه‌زنی سازنده بدل کند. موج‌های خروشان امروز را نباید تنها پیش‌درآمد نبردی نهایی دید، بلکه می‌توان آن را نشانه‌ای از زایش دشوار یک تراز تازه قدرت دانست.

 

در پایان، آنچه در پیرامون ایران رخ می‌دهد، فراتر از یک بحران امنیتی منطقه‌ای است. این صحنه، تجسم عینی گذار جهانی قدرت است. آمریکا برای حفظ نقش مؤثر خود در این ترتیبات نوین، ناچار به بازتعریف رابطه‌اش با ایران خواهد بود. کار دیپلماسی ایران، هدایت این گذار به سمتی است که امنیت و منافع ملی کشور در آن به بهترین شکل تأمین شود.

 

شاید تاریخ، این دوره را نه عصر جنگ یا صلح مطلق، بلکه عصر گیر افتادن ابرقدرت‌ها در تله چرخه‌های تکراری قدرت به یاد بیاورد. گذاری دردناک که آغازش نه در اروپا و نه در خاور دور، بلکه در آب‌های همیشه پرتلاطم خلیج فارس رقم خورد. جایی که تاریخ، آرام و بی‌صدا، مسیر جهان را دگرگون می‌کند.

نظرات ارسال نظر