دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن: همآوردی و جنگ ایرانی و تورانی ابدی و برای خونخواهی سیاوش است/ تلاش ایرانیان برای بازگرداندن نظم و عدالت به جهان و در واقع بهانهای برای پالایش آن است و توران یعنی آنچه خارج از هویت سامانیافتۀ ایران تعریف میشود
شاهنامه تاریخِ داستانی و حکایت نیاکان ملت ایران را شامل است و در حکم نسبنامه، تبارنامه یا دودمانۀ این قوم محسوب میشود. دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن به دنبال جایگاه فرهنگ ایران در نسبت و ترازوی جهان است...
دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن: همآوردی و جنگ ایرانی و تورانی ابدی و برای خونخواهی سیاوش است/ تلاش ایرانیان برای بازگرداندن نظم و عدالت به جهان و در واقع بهانهای برای پالایش آن است و توران یعنی آنچه خارج از هویت سامانیافتۀ ایران تعریف میشود
دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن
دکترای حقوق بینالملل/ استاد دانشگاه تهران و پژوهشگر ایرانی
بازنویسی در: ساختارهای ایرانی
الف/شارحِ بزرگِ شاهنامه
شاهنامه تاریخِ داستانی و حکایت نیاکان ملت ایران را شامل است و در حکم نسبنامه، تبارنامه یا دودمانۀ این قوم محسوب میشود. دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن به دنبال جایگاه فرهنگ ایران در نسبت و ترازوی جهان است. این شارحِ بزرگِ شاهنامه، که یکی از بزرگترین خدمات او، بازگرداندن شاهنامه به بطن زندگی مردمانِ معاصر است، معتقد بود که "ایران" به شرط شناخت و زیستن در فرهنگ خود، میتواند بازهم قد راست کند.
دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن معتقد است: «اگر بخواهیم پای درس شاهنامه بنشینیم، هدفِ هستی در دنیای این کتاب، تنها آمدن و زندگی کردنِ صرف یعنی دورانی از عمر را در خور و خواب گذراندن نیست ، بلکه هدف زندگی چیز دیگری به اسم انسانیت است».
«و اینگونه است که جنگ ایران و توران، این همه در نسلها و سالها طول میکشد و ادامه پیدا میکند، این همه کشته داده میشود و ویرانی میشود، برای اینکه نام محفوظ بماند. نامی که مبتنی بر شرف انسانی است. سیاوش در سرزمین بیگانه، بیگناه کشته شده است و باید کینهاش خواسته شود، باید از سیاوش کینهخواهی شود، ولو هزاران هزار نفر کشته شوند که این در مقابل آن آبرو و اعتبار چیزی نیست، این مفهوم شاهنامه است».
ب/کینخواهی سیاوش از بیگانگان: تقدیری شعلهور
داستان «کینخواهی سیاوش» به عنوان یکی از نخستین روایتهای «عدالت تاریخی» در ادبیات ایرانی یکی از طولانیترین، حماسیترین و در عین حال غمانگیزترین بخشهای شاهنامه فردوسی است. این ماجرا نه تنها یک نبرد نظامی، بلکه یک جدال اخلاقی و تقدیری است که سالیان متمایز میان ایران و توران شعلهور میماند.
ج/ایران و توران
در بسیاری از روایتها، «ایران» و «توران» صرفاً دو سرزمین نیستند؛ دو نوع سامان اجتماعی و دو صورت از آگاهیاند. توران میتواند نماد «ماغیر» باشد؛ یعنی آنچه خارج از هویت سامانیافتهی ایران تعریف میشود. توران نمایندهی حوزهی تنشآلودِ بیرون از نظم تثبیتشدهی ایران است. اما در این بیرون به بیان دقیقتر، ایران، صورت سامانیافتهی خودآگاهی تاریخی و توران فضای مواجهه با دیگری است. «همآوردی» ایران و توران در شاهنامه، تنها یک جنگ فیزیکی نیست؛ بلکه نوعی «رویارویی دو تقدیر» یا دو شیوه زندگی است. در واقع، دو نیرو که هر کدام در نوع خود قدرتمند هستند، در برابر هم قرار میگیرند تا عیارِ هر کدام مشخص شود.
د/سیاوش پسر کیکاووس
سیاوش پسر کیکاووس، شاه ایران بود. جوانی پاک، نجیب و تا حدی که بیش از حد برای این دنیا شریف است. در ماجرای معروف، سودابه، همسر کیکاووس، دلباخته او میشود. سیاوش رد میکند. و برای اثبات بیگناهی، سیاوش از آزمون آتش میگذرد و سالم بیرون میآید. بعدها برای صلح با توران، سیاوش به آنجا میرود و با افراسیاب، شاه توران، رابطهای دوستانه برقرار میکند و حتی با دختر او، فرنگیس، ازدواج میکند. اما درباریانِ تورانی، افراسیاب را تحریک میکنند که سیاوش خطرناک است. افراسیاب دچار سوءظن میشود و در نهایت دستور قتل سیاوش را میدهد. سیاوش را بیگناه نه در میدان نبرد، بلکه با خیانت میکشند.
ه/ اعزام لشکری عظیم به توران
به محض اینکه خبر کشته شدن مظلومانه سیاوش به ایران میرسد، موجی از خشم و اندوه برمیخیزد و سوگ عظیمی کشور را فرا میگیرد. رستم پهلوان بزرگ ایران بیش از همه برافروخته میشود. او به کاخ کیکاووس میرود، «سودابه» که مسبب اصلی تبعید سیاوش بود به کین سیاوش به قتل میرساند، اما کین اصلی متوجه توران است. وی سپس لشکری عظیم به توران میبرد و چنان ویرانیای به بار میآورد که افراسیاب ناچار میشود به دورترین نقاط پناه ببرد. اما این تنها آغاز کار بود و کینه اصلی هنوز فرو ننشسته است.
و/ ظهور کیخسرو برای مأموریت مقدس
نقطۀ محوری داستان این است که سیاوش پیش از مرگ، پسری از فرنگیس به نام کیخسرو دارد. کیخسرو در توران بزرگ میشود، اما سرنوشتش بازگشت به ایران است. کینه سیاوش زمانی به مرحله نهایی و سرنوشتساز میرسد که فرزند او، «کیخسرو»، از توران به ایران آورده میشود. او با هدفی مقدس، پاک کردن جهان از بدی و گرفتن انتقام خون پدر به تخت ایران مینشیند. حالا کینخواهی از وضعیت احساس خارج و شکل ساختاری پیدا میکند. در این دوران، نبردهای بزرگ و جنگهای طولانی میان ایران و توران شکل میگیرد که در معروفترین آنها با تراژدی مرگ برادر کیخسرو همراه است. در این جنگها پهلوانان بزرگی کشته میشوند. نهایتاً نبردی تنبهتن میان پهلوانان ایران و توران در میگیرد که با پیروزی قاطع ایرانیان به پایان می رسد.
ز/ پایان ماجرا؛ مکافات عمل
افراسیاب بارها شکست میخورد و میگریزد. توران فرسوده میشود. سرانجام در نبردی بزرگ، لشکر ایران به فرماندهی کیخسرو، سپاه افراسیاب را در هم میشکند. افراسیاب که زمانی قدرتمندترین دشمن ایران بود، آواره میشود و در نهایت دستگیر میگردد. لحظه رویارویی کیخسرو با افراسیاب و گرسیوز ، عموی سیاوش و محرک اصلی قتل او، نقطه اوج این کینخواهی است. کیخسرو با وجود پیوند خونی، عدالت را بر عاطفه مقدم میشمارد و هر دو را به سزای اعمالشان میرساند.
ح/ تلاشی برای بازگرداندن نظم و عدالت به جهان
در نگاه فردوسی، خون سیاوش نماد «مظلومیت» است. گیاهی که از خون او میروید یعنی پر سیاوشان، نشاندهنده این است که حقیقت هیچگاه زیر خاک نمیماند. کینخواهی سیاوش در شاهنامه صرفاً یک انتقام شخصی نیست، بلکه تلاشی است برای بازگرداندن نظم و عدالت به جهان است. با مرگ افراسیاب، کیخسرو که رسالتش را به پایان رسانده، پادشاهی را رها میکند و به شکلی معنوی در کوهها ناپدید میشود.
این جنگ ابدی، تنها به دست یک مصلح غایی پایان مییابد که در واقع «ریشه بدی» را در زمین میخشکاند. او، چون رسالت اخلاقی خود را به انجام رسانده و جهان را از لوث وجود شر پاک کرده، دیگر میلی به حاکمیت ندارد و به سوی ابدیت میرود.
ط/ تقابل نور و ظلمت
نبرد ایران و توران فراتر از یک درگیری مرزی یا قومی است. تقابل نور و ظلمت و خیر و شر است.
در جهانبینی شاهنامه، ایران نماد «خرد، داد و روشنایی» است و توران تحت پادشاهی افراسیاب نماد بیخردی، آز و تاریکی است. کشته شدن سیاوش، که پاکترین موجود شاهنامه است، توازن جهان را به هم میزند. این جنگ ابدی است چون نبرد میان خیر و شر در نهاد بشر و در طول تاریخ پایانی ندارد. خون سیاوش در واقع «وجدان بیدار بشریت» است که تا رسیدن به عدالت آرام نمیگیرد.
پیش از سیاوش، جنگهای ایران و توران بیشتر جنبه ارضی و حکومتی داشت. اما با ریخته شدن خون سیاوش، جنگ «ماهیت اخلاقی» پیدا میکند. از این نقطه به بعد، ایرانیان نه برای گشایش مرز، بلکه برای «پاک کردن لکه ننگِ ستم» میجنگند. این همان چیزی است که از آن به عنوان «تقدس کینخواهی» یاد میشود.
ی/ تعهد و فراموش نکردن حقیقت
«کینه» در شاهنامه برخلاف معنای منفی امروزی به معنای تعهد و فراموش نکردن حقیقت است. کینخواهی سیاوش و استمرار نبرد، نشاندهنده پویایی و زنده بودن روح ملی ایران برای برقراری عدالت است. جنگ ایران و توران یک نبرد «تاریخی-اساطیری» است و کینه سیاوش در واقع بهانهای است برای پالایش جهان؛ و تا زمانی که "افراسیابخویی" در جهان وجود دارد، این نبرد در لایههای مختلف زندگی بشر ادامه دارد.
این داستان فقط درباره انتقام نیست. وقتی در جهان نماد پاکیِ قربانیشده است و صلح در خطر است، کینخواهی تبدیل به مأموریت تاریخی میشود و دیگر فقط یک واکنش احساسی نیست، بلکه تبدیل به بازسازی نظم اخلاقی جهان و بازگرداندن تعادل به آن میشود. کیخسرو پس از انتقام، و برقراری عدالت، دنیا را رها میکند و به شکل رازآلودی و شاید برای بازگشتی دوباره ناپدید میشود.
