سر خط خبرها

جریان‌هائی آکادمیک درباره "مسئله ایران" در حوزه های علوم انسانی در دانشگاهها در حال شکل‌گیری است

هر ساختار سیاسی و اجتماعی و حاکمیتی در جهان مانند یک واقعیت یا fact در مسئله پردازی های خود با نقاط قوت و ضعف روبروست. کشورما هم البته از این قاعده مستثنی نیست. البته در اینکه، اکنون مسئله اصلی و فرعی در کشور چیست تفاوت دیدگاه وجود دارد ...

جریان‌هائی آکادمیک درباره "مسئله ایران" در حوزه های علوم انسانی در دانشگاهها در حال شکل‌گیری است

یونس احمدی دکترای دین پژوهی، دانشگاه ادیان و مذاهب

گفت و گو با ایسنا

هر ساختار سیاسی و اجتماعی و  حاکمیتی در جهان مانند یک واقعیت یا fact در مسئله پردازی های خود با نقاط قوت و ضعف روبروست. کشورما هم البته از این قاعده مستثنی نیست. البته در اینکه، اکنون مسئله اصلی و فرعی در کشور چیست تفاوت دیدگاه وجود دارد.

مسئله­مندی در هر ساختاری، نظامهایِ حرکتی و اولویت ها را مشخص می کند. به عنوان مثال همیشه ساخت و آبادانی داخلی نسبت به ساخت و پیگیری آرمانی دارای اولویت است.

مسئله­مندی گاهی بسیار پیچیده­ می شود و بخصوص در بخش های اجتماعی و ساختاری، یک حوزه مفصلِ اندیشه ورزی در حد شکل گیری پارادایم ایجاد می کند.

مسأله مندی های مهم درجوامع، بیشتر زمانی ایجاد و روی آن حساسیت وجود دارد که جامعه ای به سر دوراهی برسد ، آنهم دوراهی های بزرگ.

دوراهی های بزرگی همواره بر سر راه ملت های ریشه دار قرار گرفته اند و به هیچ ساختاری اجازه نمی دهند بدون حل کردن آنها کسی روی آرامش را ببیند. یکی ار مهمترین این دوراهی ها زمانی است که یک ملت باید بین فرهنگ و سنت و نظامهای جدید و مدرن یک راه یا راه سومی را انتخاب کند.

اندیشمندان جوامع باید حتماً این مسائل را ببینند و سپس برای حل کردن آن به توافق جمعی برسند. تجربه نشان داده است، تشخیص و تمییز و اعتراف به مسئله و اقدام برای حل کردن یک چیز است و توافق ملی، جمعیتی و ساختاری روی آن یک مسئله دیگر.

شما فرض کن از یک مبدأ خارج می شوید و قصد مقصد جدید دارید. به اولین دوراهی که رسیدید، لااقل دوگروه می شوید که هرگروه یک مسیر را انتخابِ درست می داند. این در حالی است که در ظاهر این دو راه فاصله و زاویه بسیاری هم با هم دارند و بیشتر دو راه متضاد به نظر می رسند. در این میان یا باید گروهها سر انتخاب راه به گفتگو تن دهند یا آنکه به تشخیص و اصرارِ یک گروه "به هر دلیل ترجیحی" دیگران به دنبال آنها راه بیفتند. اینجا گفته می شود جامعه قطبی شده و چند سر دارد  و بی تردید چند هوا در سر.

اگر بخواهیم روی ریل بزرگان علمی کشور بخصوص در حوزه علوم انسانی حرکت کنیم و در یک پازل مشخص صحبت کنیم، این بزرگان معتقدند که ایران پنج قرن است در سراشیبی و دو قرن است به طور جدی مسئله مند شده است. این مسئله مندی مربوط به مواجهه ایرانی با دنیای مدرن است، بعد از آنکه در جنگ با روسها زمینگیر شدیم و این سؤال برای ما پیش آمد که چرا چنین شد.

ایرانی ها ظاهراً دوقرن است که دارای مسئله هستند و به سر دو راهی رسیده اند و متأسفانه نتوانسته اند راه مشترک خود را انتخاب کنند. برای همین دو قرنِ ناآرام را پشت سر گذاشته اند. دو قرن که در آن، هر روز، آدم ها در فرهنگ های قطبی متولد شده اند و این امر در ظاهر رفتار ما در هرجا که هستیم مشخص است .

دوگانه سنتی و مدرن در رفتارمان دیده می شود. برخی در یک سمت این دوگانه و برخی در سوی دیگر آن هستیم. این تولدیافتگیِ قطبی را نه تنها در میان استراتژیست ها و نخبگان بلکه در کوچه و بازار و میان مردم یک شهر قابل مشاهده است. به این ترتیب ما لااقل دو دنیای بی ارتباط و بی گفت وگو در این سرزمین فراهم کرده ایم.

در جریان شناسی مناسبات علمی و تحرکات دانشگاهی بخصوص در حوزه علوم انسانی، به نظر می رسد دانشگاه در این خصوص آستین را بالازده باشد و به این موضوع پرداخته است. اساتید بزرگ دانشگاهی در این زمینه در حال نظریه پردازی هستند.

این جریان دانشگاهی در حال متقاعد کردن سیاست به این است که ایران یک سرزمین مسئله مند است. دانشگاه در حال نشان دادن علائم این مسئله مندی است. از خصوصیات این جریان دانشگاهی خلق و خوی پوزیسیونی، ساختارگرایانه و اصلاحی آن است.

دانشگاه معتقد است از متن جریان موجود اجتماعی و حاکمیتی باید این مسئله مندی ها پیگیری شود. صلاح و اصلاح جامعه ایرانی در همین است.

  هدف نهائی این جریان دانشگاهی گفت و گو محور تأثیرگذاری بر جریان های های کلان سیاستگذاری به منظور  افزایش مشارکتِ اثرگذار و واقعی آحاد افراد جامعه در تصمیم گیری ها و کاهش هزینه و بهره وری در جامعه به منظور افزایش رفاه و بهبودهای اقتصادی است.

بسیاری از مسیر های طی شده کنونی به قدری برای جامعه گران تمام می شود که صحت طی کردن آنها در هاله ای از ابهام است.  

 

نظرات ارسال نظر