شيکاگو تا ايلام
خليل کمربيگي
آغاز سده ي بيستم در آمريکا، مصادف با دگرگوني عظيم اقتصادي و حرکت بخشهاي مختلف آن جامعه، به سوي مدرنيته بود. اين تحول بزرگ اقتصادي با تحولات عظيمتري در نظام ارزشي- هنجاري همراه گشت و گروههاي بزرگ مهاجران روستايی، شهرها را در نورديدند و با همراهي برخي عوامل ديگر، انسجام شهرها دستخوش تغييرات اساسي شده و سبب از هم پاشيدگي بنيان ارزشي- هنجاري حاکم بر شهرها گشتند.
در اين ميان، آثار اين تحولات در شيکاگو آمريکا، نمود چشمگيرتري داشت. تعداد جمعيت طي چند دهه، شيکاگو را از يک منطقه ي کوچک به شهری چند ميليوني مبدل ساخت؛ به طوريکه در فاصله ي سه دهه از 1900 تا 1930، بيش از 5/1ميليون به جمعيت آن افزوده شد. نرخ بالاي مهاجرت، افزايش سرسام آور نرخ زمين و مسکن، رشد بي رويه ي مناطق حاشيه نشين، بالا رفتن نرخ جرم،جنايت، بزهکاري و گسترش روزبه روز آسيب هاي اجتماعي، به همراه فقر حاکم بر شهرنشينان، شيکاگو را به آزمايشگاهي براي مطالعات اجتماعي و شهري تبديل نمود.
دانشگاه نوبنياد شيکاگو، پيش قراول يک حرکت علمي بزرگ گرديد و با تشکيل نخستين گروه جامعه شناسي، گام اول را براي شناخت شهر، شهرنشينان و مسائل و مشکلات آن ها برداشت. "رابرت پارک"، "ارنست برگس" و "لوئيس ورث" با انجام تحقيقات و پژوهش هاي خود مفاهيمي را بنيان نهادند که مدت هاي مديدي است بنيان هاي اصلي نظريه و پژوهش را در جامعه شناسي شهري شکل بخشيده اند. برخي از اعضاي گروه که اتفاقاً مذهبي و کشيش نيز بودند با مشاهده ي دقيق واقعيت هاي اجتماعي در شهر شيکاگو، توصيف و تبيين زندگي در شهر، به وجود آوردنده ي مکتبي در جامعه شناسي به نام مکتب شيکاگو گشتند که تا به امروز کمتر فرد و يا کتابي را مي توان يافت که از شهر بگويد و بنگارد اما از بنيانگذاران مکتب شيکاگو و آراء آن ها نگويد و ننويسد. آن ها توانستند ضمن بنيان نهادن مکتبي علمي با تشريح، توصيف و تبيين شهر، فضاها،امکانات و آسيب هاي آن، متوليان جامعه را در کاستن از آسيب هاي زندگي در شهر، ياري رسانند. علاقمنداني که مايل به شناخت ديدگاه هاي اعضاي اين مکتب هستند مي توانند با رجوع به کتاب هایي که در زمينه ي جامعه شناسي شهري و حتي معماري و فضاي زندگي شهري،نوشته شده، مي توانند بيشتر با بزرگان این مکتب جامعه شناختی، آشنا شده و آن گاه خواهند ديد که چگونه انديشمندي چون "رابرت پارک" که قبلاً يک خبرنگار بود با مشاهده ي مشارکت آميز در زندگي شهرنشينان، فضاي شهر و جلوه هاي بارز زندگي در آن را نشان مي دهد. او نه از دسته ي جامعه شناسان پشت ميزنشين، عاشق مصاحبه و جلسات اداري و طرح مباحث کلي و مبهم، بلکه اندیشمندی بود که اعتقاد داشت جامعه شناس بايد در ميان توده ی مردم بوده و با آن ها زندگي کند کما اينکه خود چنين مي کرد؛ کوچه به کوچه و خيابان به خيابان مي گشت، اطلاعاتش را جمع آوري مي نمود و منتشر مي ساخت تا جهان علم اينک، با احترام به آثار و نظريه هاي او بنگرد و به نيکي از او ياد کند.
با اين مقدمه به اصل موضوع پرداخته و عنوان مي گردد که هرچند ايلام، تحولات بزرگ اقتصادي را از سر نگذرانده و طبیعتاً مقایسه ی این دو از این حیث بی معنا خواهد بود اما به گواهي آمارهاي رسمي و غيررسمي موجود با تحولات بزرگ فرهنگي و اجتماعي روبرو و به نماد بارزي از تضاد در زندگي شهري تبديل شده است.تعارض ارزشي- هنجاري حاکم بر شهر،گسترش روزافزون نابرابری و خشونت، کسب رتبه ي اول کشوري در زمينه هاي طلاق،قتل، خودکشي در برخی از این سال ها و (اگر ارائه ي آمارها در پيچ و خم مصلحت ها و منفعت هاي اداري گرفتار نگردند) برخي ديگر از آسيب هاي اجتماعي، اين شهر را به آزمايشگاهي براي انجام مطالعات اجتماعي و به خصوص شهري مبدل ساخته است.
استان ايلام که اتفاقاً تجربه ي 8 سال جنگ را نيز با خود به همراه دارد؛اينک مراکز شهريش با گسترش بي رويه ي مهاجرت، رشد نامناسب مناطق حاشيه نشين، فقر شديد شهري، نابرابري هاي مختلف، شکاف های طبقاتی، طایفه ای و نرخ بالايی از آسيب هاي چون طلاق، قتل و خودکشي و... که در برخی از این سال ها، چندين برابر ميانگين کشوري آن مي باشد و رشد روز افزون انواع نزاع و خشونت، روبه رو بوده و به نظر مي رسد در حال حاضر زندگي در بحران را تجربه کرده و اگر بپذيريم دوران گذاري براي ايلام وجود دارد، طبیعتاً در مرحله ي حساس آن قرار گرفته است.
ايلام، امروز بيش از هر زماني به تفکر و انديشه نيازمند است.انديشه اي که بتواند با بهره مندي از اطلاعات صحيح و آمارهای واقعی، مردمان آن را با آسيب کمتري از اين مرحله عبور دهد. لازمه ي اصلي اين تفکر و انديشه، تشکيل کانون ها و اتاق هاي فکر واقعي و نه صوري و ظاهري، گسترش نهادهاي مدني و تحقيقاتي و همراهي عملي مراکز علمي، دانشگاهي، فرهنگي و رسانه هاي جمعي و...است تا با کاربردي نمودن، خروجي اين نهادها، بتوان لاشه ي زخمي اين استان را از مرگ حتمي نجات داد.
برای کسب اطلاعات بیشتر در زمینه ی کسب مقام اول در خودکشی، طلاق و قتل در سال های اخیر، رجوع شود به:
1-مصاحبه جانشين فرماندهي نيروي انتظامي (سيدحسن ذوالفقاري) با رسانه ها در خصوص میزان قتل در کشور و میزان آن در ایلام- سايت الف، 19 شهريور 1387
2-مصاحبه معاون پيشگيري سازمان بهزيستي درخصوص افزايش خودكشي درطول 2 سال گذشته در ايلام با خبرگزاري مهر در2 مهر 1387 و آمارهای منتشره در سال جاری در سایت ها و نشریات مختلف کشور و سایت ایلام امروز
3- مصاحبه مديركل ثبت احوال ايلام درخصوص افزايش 50 درصدي طلاق در 6 ماه گذشته در ايلام،با خبرگزاري فارس 24 مهر 1387 و کتابچه سیمای جوانان ویژه استان ایلام در زمینه کسب رتبه اول در زمینه ی طلاق در کشور