یک نقشه راه برای ایلام
نه به حرمت نقشه بودن که به لزوم نقشه داشتن
نکته یک:
بدون شک استان ایلام یکی از توسعه نیافته ترین استانهای کشور است و این در حالی است که به استناد برخی مطالعات توان و استعداد ویژه ای به صورت بالقوه در استان برای گذر از این شرایط وجود دارد. زمین های کشاورزی، معادن ، منابع زیرزمینی نفت و گاز و رودخانه های متعدد و همسایگی با کشور عراق در استان در کنار استعدادهای بالقوه معنوی و نیروی انسانی مستعد از جمله مزیت های قابل اتکا در راستای توسعه در استان هستند.
مروری بر تاریخچه ایلام بعد از انقلاب مؤید این مطلب است که به دلائل مختلف از جمله جنگ تحمیلی موج آبادگری انقلاب سالها دیر به این استان رسیده است و امروز ما شاهد استانی هستیم که قدمهای ابتدایی برای رشد و توسعه در آن به سختی برداشته شده است و به نظر می رسد اگر سالهای اخیر و به خصوص بعد از جنگ تحمیلی در بسیاری از استان ها منشأ سرمایه گذاری های اساسی بوده است در ایلام به دلائلی بایستی این ایام را سالهای عدم بهره گیری کامل ازفرصتها نام نهاد.
نکته دو :
جدا از مباحثات منتج ازدید گاههای فلسفی و نظری اگر لایه ها و طبقات مختلف جامعه را به سه بخش عمومی ، اجرایی و نظارتی تقسیم کنیم. لایه عمومی جامعه شامل توده ها و اقشار مختلف جامعه هستند که به عنوان پایه اصلی جامعه به حساب می آیند.
لایه اجرایی اجتماع به کلیه مدیریت هایی اطلاق می شود که در امر به کارگیری توان مادی ومعنوی جامعه در راستای اهداف شکل گرفته آن نقش دارند، این مدیریت ها در جامعه امروزی فعالیت قانون گذاری ، اجرایی و قضایی دارند. لایه سوم اجتماع بخش هایی هستند که اقدام به اعمال نظارت می نمایند به این معنی که این لایه با شناختی که از دو بخش عمومی و اجرایی جامعه دارند، نحوه شکل گیری و هدف گذاریهای اجتماعی را می شناسند و بر این هدف گذاری و مصرف سرمایه های اجتماعی در راستای دست یابی به آن اهداف اعمال نظارت می نمایند.
هر چند توده ها سرمایه اصلی جامعه هستند اما بخش های اجرایی جامعه نقش بسیار مهمی در راستای توسعه جامعه ایفا می نمایند و عمدتا آنچه را که به نام نظارت از آن یاد می شود بایستی در این بخش جامعه صورت گیرد.
هر چند که سالها در تاریخ سعی شده است که با عنایت به وضع قانون و رعایت آن فعالان بخش های اجرایی جامعه امکان قرار گرفتن خود در مسیر بصلاح جامعه را کنترل و مقایسه نمایند و به بیان دیگر نظارت در متن قانون و یا به وسیله ارگانهای پیگیر در این زمینه اعمال شده است اما امروز سعی می شود که نظارت اجتماعی با راه یابی توده های جامعه به این بخش صورت گیرد.
به بیان دیگر بایستی طبقه عمومی جامعه به شکلی دچار تحول و جنبش اجتماعی گردد که خود به عنوان بخش فعال و بینا لایه ناظر اجتماعی را شکل دهد . نهادهای نظارتی غیر دولتی تعریف بسیار ساده و کوچکی از این نظریه هستند.
نکته سه :
عدم تعریف و شکل گیری علمی و مؤثر این سه لایه اجتماعی منجر به عدم توازن اجتماعی گردیده و بدون شک ماحصل آن فقر و عقب ماندگی و توسعه نیافتگی هر جامعه ای است . امروز در استان ایلام شاهد چنین وضعیتی هستیم و به نظر می رسد عدم توازن بخش های مختلف اجتماعی در این استان پیامدهایی جز آنچه مشاهده می گردد نداشته باشد.
مدیریت استان سالهاست یه دلیل نبودن یک تشکیلات حرفه ای نظارتی ، بسیار کم تحرک ، غیر پاسخگو، پیر و محافظه کار، غیر خلاق و متأسفانه در مواردی خوداندیش شده است البته موارد ذکر شده تنها یک نگاه خوشبینانه قابل بیان است که نگاه منتقد این گونه نگرش را همراه با اغماض می پندارد.
هوا، جو و فرهنگ مدیریتی در استان ایلام ، غیر پاسخگو، غیر خلاق با راندمان بسیار پایین است. هدف گذاری و هدف سنجی، شجاعت و ایمان در این فضااخیراً جای خود را به ترس و تهجر داده است. از سوی دیگر متأسفانه لایه ناظر اجتماعی در استان ایلام در بخش دستگاههای رسمی نظارتی علیل و کم تحرک و در بخش ناظرین مردمی گاهی کم اطلاع و زمانی معامله گر خود را نشان داده اند.
نکته آخر اینکه در این فضا تنها مزیت ونقطه قابل اعتماد این است که شاید امروز استان ایلام می داند که بیمار است و درد خود را می شناسد . آیا کسی به دنبال درمان این درد خواهد رفت؟