يك كار فرهنگي
صداي دلنشين مؤذن آنچنان مرا مجذوب خود كرده بود كه همراهم در خودرو متوجه شده بود كه به دنبال منشأ صدا هستم كه از كجا مي آيد. به همين خاطر گفت كه صدا از مسجد الجوادين است كه به تازگي تأسيس شده است.
غروب يكي از روزهاي اول تابستان با يكي از دوستان از خيابان فني و حرفه اي با خودرو در حال حركت بوديم كه صداي اذان مرحوم مؤذن زاده اردبيلي كه از بلندگو پخش مي شد به گوشمان خورد. بارها از اين خيابان عبور كرده بودم ولي مسجدي را مشاهده نكرده بودم همزمان با صداي اذان، دسته دسته جوانان را مشاهده كردم كه خود را به مسجد مي رسانند تا در نماز جماعت شركت كنند كه براي من صحنه بسيار زيبا و خوشحال كننده اي بود. با خود گفتم آن كساني كه شعار غيراسلامي در اين مملكت و خارج از كشور سر مي دهند، رويتان سياه باد.
به همراه دوستم خودرو را پارك كرديم و خود را به مسجد الجوادين اداره كل فني و حرفه اي رسانديم در بدو ورود وضوخانه اي بسيار زيبا تعبيه شده بود پس از ورود به صحن مسجد صف هاي فشرده و منظم مردمي كه بيش از 90درصد آنان را جوانان تشكيل مي دادند حال و هواي خاصي به مسجد داده بود. اين جوانان آنچنان با شوق در مسجد حضور يافته بودند كه انگار پس از سالها گمشده خود را يافته اند و اكنون رسيدن به خانه دوست را مي خواهند جشن بگيرند تعداد زيادي دعاي ماه رجب را با هزينه شخصي خود كپي گرفته بودند و در بين نمازگزاران توزيع مي كردند كه در بين دو نماز قرائت شود. در پايان نماز دستهاي بي توقع را بالا گرفته و براي نظام مقدس اسلامي و طول عمر با بركت رهبر عزيزمان دعا كردند.
آنچه مرا وادار به نوشتن اين چند سطر كرد اينكه اولا مردم خصوصاً در استان ايلام بهترين ها از لحاظ اعتقادي هستند و براي دفاع از نظام و رهبري معظم نظام حاضرند از جان خود بگذرند و تبليغات دشمن داخلي و خارجي هيچ تأثيري در روحيه آنان نخواهد داشت و دوم اينكه عده اي بر اين باورند كه براي كار فرهنگي اعتبارات آنچناني لازم است. آنچه در بالا آوردم بزرگترين كار فرهنگي است به اين صورت كه با احداث يك باب مسجد خوب توسط يك مركز دولتي چگونه اين جوانان دور هم جمع شده، نماز جماعت، دعاي كميل، دعاي ندبه، توسل و غيره را صميمانه انجام مي دهند و راضي و خشنود پس از برگزاري مراسم مختلف به كسب و كار خود مي پردازند و روحيه دشمنان نظام را بكلي خراب مي كنند. واقعيت اينكه به حدي مجذوب اين شور و شوق و صميميت اين جوانان شده بودم با خود گفتم اي كاش مي شد هميشه در ميان اين جوانان صميمي باشم تا از آنان درس بگيرم. ان شاءالله كه بر همه قبول باشد.
ايلام- عباس خزلي روزنامه كيهان
کیهان سه شنبه 15 تير 1389- شماره 19687