سرمقاله
ازخودشیفتگی تا سکه ها ی بیت المال
خودشیفتگی دارای باری بیشتر از تنها ترکیب دو کلمه است، خودشیفتگی فردی یا اجتماعی زمانی رخ می دهد که فردیا جامعه به شرائطی عمدتاً به لحاظ فکری برسد که خود را در اوج تعالی اندیشه ببیند و در تبدیل شدن فرد یا جامعه به معیار یا شاخص تردید نداشته باشد. افراد یا جوامع خود شیفته خود را معیار و شاخص اندیشه بشر می دانند و لااقل به دو بیماری دچار می شوند که اولی آن است که بروز خطا در رفتار خود را غیرممکن می دانند و دیگر آنکه زمینه خودارزیابی ، پیشرفت ودیگرگون شدن به علت این نگرش سکون آفرین در خودشیفته ها فراهم نیست.
حوادث بعد از انتخابات را همین نگرش خودشیفتگی برای جامعه آفرید. زمانی که افرادی خود را دارای چنان شأنی می دانند که اگر بخش عمده ای از جامعه خلاف رأی آنها نظر داد در قبای آنها صدمه ایجاد می شود و از اینکه من بزرگ و خودشیفته آنها با نه مردمی رو به رو شده است اصولا همه چیز، دیگر برای آنها زیر سؤال است حتی سیستمی که با آن در انتخابات شرکت کرده اند و دهها دانشگاه را حداقل در یک فصل انتخاباتی بدون پرداخت یک ریال هزینه اجاره سالن یا برگزاری نظم گشته اند و دهها ساعت در رادیو و تلویزیون از نظرات خود و تأکید بر قانونگرایی که «من آمده ام تا این روحیه بی قانونی را در زباله دان بریزم» با مردم سخن گفته اند.آری اینان همین سیستم را هم درمرحله برداشت واعلام نتایج علیل وعقیم می دانند.
همین روحیه زمانی که بنابر هر دلیلی در ذهن خود و دوستان آنها و یا بهتر بنویسم ابتدا دوستان و سپس خود آنها بر اساس برداشت و تجربه یا نقشه قبلی فکر تقلب در انتخابات انداخت ، از مراجعه به قانون محذور داشت و نه تنها ارکان قانون نظام را نامرغوب تشخیص دادند بلکه خود قانونگذار شدند و راهکارهایی برای جانشینی ارکان قانونی نظام که مثلا نماینده من و نماینده همسرم و نماینده فلان خدایگان باید صندوقها را بازنگری کنند.
خودشیفتگان به دلائلی چون داشتن قدرت یا سابقه تاریخی و یا علم و یا هر نوع مرجحاتی دچار حالتی می شوند که همه دیوارها را در مقابل دیوار خود کوتاهتر می بینند. خود شیفتگی دارای هزاران چهره است گاهی مکتبی فکری دچار چنین ضایعه ای می شود (اسلام ناب محمدی(ص) با ایجاد اصل تفقه و زمان شناسی درهای خود شیفتگی را بر خود بسته است)، وگاهی برخی افراد به علت تناسب ها ومناسبت های حتی مذهبی خود را بالاتر از نقد می دانند که این خود بدترین از نوع اخیر است.
خودشیفته ها حتی گاهی دچار روئین تنی ذهنی می شوند و چون امری را خود انجام می دهند و تنها به همین دلیل که خود خواسته اند دیگر امکان گناه وخطا در موضوع را منتفی می دانند. ایامی است که دادن و گرفتن هدایا در سازمانهای اداری استان مرسوم شده است که اتفاقا معکوس موضوع مرسوم کوچکترها با خرید سکه برای بزرگترها ، به دنبال برخی منافع زودگذر و جایگاههای دنیایی اند، به یاد دارم در مراسمی سردار کنونی سپاه استان از پذیرش هدیه خودداری کرد اما متأسفانه برخی چنین نمی کنند، براستی این هدایا و سکه ها از بیت المال است. حرام است حرام.
به این نکته نیز باید توجه نمودکه رفتار بزرگان جامعه به منزله فرهنگ در رگهای آن جاری می شود ،همین چند روز پیش بود که رهبر فرزانه انقلاب از پذیرش مدرک دکترای دانشگاه تهران خودداری نمودند که این امربه نوعی تعریضی بودازایشان به اشتیاق غریب برخی ها بخصوص در سلک روحانیت به اخذ مدارک دانشگاهی که خود حدیث مفصل خوان ازاین مجمل.
مدیر مسؤول